یوکا عينک دودي مي زنه مي ره بيرون. پسرشو مي بينه محکم مي زنه زير گوشش مي گه اين موقع شب بيرون چي کار مي کردي؟

بچش مي گه مامان شب نيست عينکتو بردار.

یوکا عينکشو بر مي داره. دوباره ميزنه زير گوش پسره. پسره مي گه چرا مي زني؟

ميگه از ديشب تا حالا اينجا چي کار مي کردي؟